شکایت گنجشک به خدا
گنجشك
به خدا گفت: لانه كوچكی داشتم آرامگاه خستگیم، سرپناه بیكسیم بود، طوفان
تو آنرا از من گرفت. كجای دنیای تو را گرفته بودم؟؟؟ خدا گفت: ماری در راه
لانهات بود، تو خواب بودی، باد را گفتم لانهات را واژگون كند.. آنگاه تو
از كمین مار پر گشودی!!!!
چه بسیار بلاها كه از تو به واسطه محبتم دور كردم و تو ندانسته به دشمنیم برخاستی...
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 14:5 توسط ساسان (مدیر)
|
سلام دوستان به پاتوق خوش امدید این وبلاگ باهدف اتحاد و هم دلی واشتراک اطلاعات بین و باقی موندن این دوره تا همیشه برای بچه های مکانیک 88 دانشگاه تفرش طراحی شده است بچه های گل نویسنده توجه کنند