واقاااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!




اهل دانشگاهم
رشته ام علافیست
جیبهایم خالیست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب
اهل دانشگاهم
قبله ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست
من نمیدانم که چرا میگویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار
و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید
باید از مردم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند
که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم



دختری 15 ساله ، نوزادی 1 ساله به بغل داشت... ((مردم)) زیرلب بهش میگفتن فاحشه!
، اما هیچ کس نمیدونست که به این دختر در 13 سالگی تجاوز شده بود!!!
=================================================
پسری 23 ساله رو ((مردم)) "تنبل چاقالو" صداش میکردن
، اما هیچ کس نمیدونست پسر بخاطر بیماریشه که اضافه وزن داره!!!!
================================================
((مردم)) زنی 40 ساله رو "سنگدل" خطاب میکردن ، چون هیچ وقت روزا خونه نبود تا با بچه هاش بازی کنه و به کارهاشون برسه ،
اما هیچ کس نمیدونست زن بیوه ست ، و برای پر کردن شکم بچه هاش باید سخت کار کنه!
===============================================
مردی 57 ساله رو ((مردم)) "بی ریخت" صدا میکردن ،
اما هیچ کس نمیدونست که مرد زیبایی صورتش را در راه حفظ وطنش فدا کرده!!!
===============================================
و هر روز مردم من و تو رو به غلط قضاوت می کنند!!!

و هیچـ كسـ نفهمید كهـ چهـ شدمـ...
نهـ ماهـ بودمـ، نهـ خورشید...
اما هیچـ دلیـ سراغـ مرا از آسمانـ تنهاییـ اشـ نگرفتـ
گوییـ ابرها هیچـ اند
و فقط ابرند و باید ببارند...
و تنها باریدمـ...
خستهـ ام...
خستهـ از باریدنـ و تمامـ نشدنـ
خستهـ از بودنـ و نبودنـ...
اما باید رفتـ
آنكهـ رفتـ ، رسید
پسـ باید رفتـ و رسید...
![]()
اگر می توانستم یک بار دیگر به دنیا بیایم کمتر حرف می زدم و بیشتر گوش می کردم
دوستانم را برای صرف غذا به خانه دعوت می کردم حتی اگر فرش خانه ام کثیف و لکه دار بود و یا کاناپه ام ساییده و فرسوده شده
در سالن پذیرایی ام ذرت بو داده می جویدم و اگر کسی می خواست که آتش شومینه را روشن کند نگران کثیفی خانه ام نمی شدم
پای صحبتهای پدر بزرگم می نشستم تا خاطرات جوانی اش را برایم تعریف کند و در یک شب زیبای تابستانی پنجره های اتاق را نمی بستم تا آرایش موهایم به هم نخورد ، شمع هایی که به شکل گل رز هستند و مدتها بر روی میز جا خوش کرده اند را روشن می کردم و به نور زیبای آنها خیره می شدم
با فرزندانم بر روی چمن می نشستم بدون آنکه نگران لکه های سبزی شوم که بر روی لباسم نقش می بندند
با تماشای تلویزیون کمتر اشک می ریختم و قهقهه خنده سر می دادم و با دیدن زندگی بیشتر می خندیدم
هر وقت که احساس کسالت می کردم در رختخواب می ماندم و از اینکه آن روز را کار نکردم فکر نمی کردم که دنیا به آخر رسیده است
هرگز چیزی را نمی خریدم فقط به این خاطر که به آن احتیاج دارم و یا اینکه ضمانت آن بیشتر است . به جای آنکه بی صبرانه در انتظار پایان نه ماه بارداری بمانم هر لحظه از این دوران را می بلعیدم چرا که شانس این را داشته ام که بهترین موجود جهان را در وجودم پرورش دهم و معجزه خداوند را به نمایش بگذارم
وقتی که فرزندانم با شور و حرارت مرا در آغوش می کشیدند هرگز به آنها نمی گفتم: بسه دیگه حالا برو پیش از غذا خوردن دستهایت را بشور ، بلکه به آنها می گفتم دوستتان دارم
اما اگر شانس یک زندگی دوباره به من داده می شد هر دقیقه آن را متوقف می کردم ، آن را به دقت می دیدم ، به آن حیات می دادم و هرگز آن را پس نمی دادم
کشته شدن ۳ کودک در برنامه خاله شادونه

این پست علاوه بر اینکه خبری تکمیلی بر فاجعه ای غم بار است بلکه پیامی مستقیم از سوی ۲rha.com، مدیر و کاربران آن نسبت به عوامل برگزار کننده برنامه مرگ خاله شادونه در خرمدره که عامل اصلی برگزاری آن شخص ملیکا زارعی (خاله شادونه) می باشد. کسی که برای پول قید جان کودکان مردم را زد و برای مقداری پول بیشتر در سالنی با ۱۷۰۰ صندلی ۷۰۰۰ کودک را بدون مادرانشان گنجاند
و سپس بدون هیچ برنامه ریزی آن ها را از سالن بیرون کرد و درب اصلی خروج را بست تا خود و همکارانش به راحتی از سالن خارج شوند!
خدا گفت : شاید نوشته باشم :
هرچه دعا کند !!!!…
همه ما خودمان را چنین متقاعد می کنیم که زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:

آری تنها گناه من و گناه بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت ایران را ملی کردهام و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیمترین امپراطوریهای جهان را از این مملکت برچیده ام و پنجه در پنجه مخوفترین سازمان های استعماری و جاسوسی و بینالمللی درافکنده ام و به قیمت از بین رفتن خود و خانواده ام و به قیمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفیق عطا فرمود تا به همت و اراده این مملکت بساط این دستگاه وحشتانگیز را درنوردم.
سرنوشت من باید مایه عبرت مردانی شود که ممکن است در آتیه در سراسر خاورمیانه درصدد گسیختن زنجیر بندگی و بردگی استعمار برآیند.
…
مصطفی را وعده داد الطاف حق گر بمیری تو نمیرد این ورق
حیات و عرض و مال و موجودی من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی میلیونها ایرانی و نسلهای متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آوردهاند هیچ تأسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سرحد امکان انجام داده ام. من به حس و عیان میبینم که این نهال برومند در خلال تمام مشقتهایی که امروز گریبان همه را گرفته است به ثمر رسیده است و خواهد رسید. عمر من و شما و هر کس چند صباحی دیر و یا زود به پایان میرسد. ولی آنچه میماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است…
چون از مقدمات کار و طرز تعقیب و جریان دادرسی معلوم است که در گوشه زندان خواهم مرد و این صدا و حرارت را که همیشه در کار خیر بکار برده ام خاموش خواهندکرد و دیگر جز این لحظه نمیتوانم با هموطنان عزیز صحبت کنم، از مردم رشید و عزیز ایران مرد و زن تودیع میکنم و تاکید مینمایم که در راه پرافتخاری که قدم برداشته اند از هیچ حادثهای نهراسند و یقین بدانند که خدا یار و مددکار آنها خواهد بود.»
(مصدق در محکمه نظامی/ ص ۷۷۹)
--
هرچند متاسفانه در بسیاری از پارامترهای مثبت در رده آخرین کشورهای دنیا و در بسیاری از گزینه های منفی در رده اولین های دنیا هستیم؛ اما در برخی زمینه های قابل توجه هم رتبه مناسبی در دنیا داریم که دونستنش برای حفظ روحیه مان خوبه بطوریکه بر اساس یک پژوهش صورت گرفته، کشور ایران در موارد مورد اشاره در زیر صاحب رکورد اولین ها در کتاب گینس است.
با این امید که با تلاش و کوشش و اعتماد به نفس و علاقه به حفظ داشته های مثبت ملی میزان موارد مثبت را روز به روز بیشتر کنیم و ایران را بگونه ای بسازیم که سربلندی نسل های آینده را موجب شود.
1. بیشترین تولید پسته
2. بیشترین تولید خاویار
3. بیشترین تولید خانواده توت
4. بیشترین تولید زعفران (80% کل تولید جهانی)
5. بیشترین تولید زرشک
6. بیشترین تولید میوه آلویی (از قبیل شفت و گیلاس و غیره)

اگه یه روز فرزندی داشته باشم، بیشتر از هر اسباببازی دیگهای براش بادکنک میخرم. بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد می ده. بهش یاد می ده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره. بهش یاد می ده که چیزای دوست داشتنی میتونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه...
و مهمتر از همه بهش یاد می ده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اون قدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده.

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید: تو می توانی مرا بزنی یا من تورا؟
پسر جواب داد:من میزنم
پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید
با ناراحتی از کنار پسر رد شد
بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود.
... پسرم من میزنم یا تو؟
این بار پسر جواب داد شما میزنی.
پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟؟؟
پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی.

كوك كن ساعت خویش!
اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگر
دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
كوك كن ساعت خویش!
كه مـؤذّن ، شب پیش
... دسته گل داده به آب...
و در آغوش سحر رفته به خواب
كوك كن ساعت خویش!
كه سحرگاه
بقچه در زیر بغل راهیِ حمّامی نیست
كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی
كوك كن ساعت خویش
كه در این شهر دگر مستی نیست
كه تو وقت سحر آنگاه كه از میكده برمی گردد
از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی!
كوك كن ساعت خویش
اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر
و در این شهر سحرخیزی نیست

جای سوره ای به نام "عشق " در قرآنت خالی ست ،...
که اینگونه آغاز میگردد :
.
.
و قسم به روزی که قلبت را می شکنند
و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت...!!!
خدایا
در ۲ راهی زندگی ام
تابلوی راهت را محکم قرار بده
نکند که با نسیمی راهم را کج کنم . . .
دکتر شریعتی با "پیام"بر کربلا
و شما دو تن، ای خواهر! ای برادر!
ای شما كه به انسان بودن معنی دادید و به آزادی جان! و به ایمان و امید، ایمان و امید! و با مرگ شكوهمند خویش به حیات، زندگی بخشیدید .
آری ای دو تن!
از آن روز دردناك كه خیال نیز از تصورش می هراسد و دل از دردش پاره می شود، چشم های این ملت از اشك خشك نشده است .
توده ما قرن هاست كه در غم شما و در عشق به شما می گرید. مگر نه عشق تنها با اشك سخن می گوید.
یك ملت در طول یك تاریخ در اندوه شما ضجه می كند. به جرم این عشق تازیانه ها خورده و قتل عام ها دیده و شكنجه ها كشیده و هرگز برای یك لحظه نام شما دو تن از لبش و یاد شما از خاطرش و آتش بی تاب عشق شما از قلبش نرفته است. هر تازیانه ای كه از دژخیمی خورده است، داغ مهر شما را بر پشت و پهلویش نقش كرده است.
ای زینب! ای زینب! ای زبان علی در كام!با ملت خویش حرف بزن.
ای زن! ای كه مردانگی در ركاب تو جوانمردی آموخت! زنان ملت ما، اینان كه نام تو آتش عشق و درد بر جانشان می افكند، به تو محتاج اند. بیش از همه وقت.
ای زینب! ای زبان علی در كام! ای رسالت حسین بر دوش! ای كه از كربلا می آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قدّاره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ می رسانی . ای زینب! با ما سخن بگو
کبریای،توبه را بشکن !پشیمانی بس است
از جواهرخانه خالی نگهبانی بس است
ترس جای عشق جولان داد وشک جای یقین
ابرو داری کن ای زاهد !مسلمانی بس است
خلق دل سنگ اند و من ایینه با خود میبرم
بشکنیدم دوستان!دشنام پنهانی بس است
یوسف از تعبیر خواب مصریان دلسرد شد
هفصد سال است که میبارد فراوانی بس است
نسل پشت نسل تنها امتحان پس میدهیم
دیگر انسانی نخواهد بود قربانی بس است
بر سر خوان تو تنها کفر نعمت میکنیم
"فاضل نظری"
اخراج ادم و حوا از بهشت برای شکستن یک قانون مستبدانه"
او گفت :تو از درخت دانش خوب وبد نخواهی خورد.
اگر نمی خواست چنین اتفاقی بیفتد ،چرا درخت را در وسط باغ گذاشته بود و نه در بیرون دیوارهای بهشت؟
دفاعیه از ادم و حوا
او متهم به بی توجهی اجرایی است چون علاوه بر کاشتن درخت در جای نا مناسب ،ان را توسط دیوارها و تابلوهای هشداردهنده محافظت نکرده،کوچک ترین اقدام امنیتی اجرا نشده .
او متهم به تشویق اقدام به جرم است چون مکان دقیق را به انها نشان داده .اگر چیزی نمیگفت نسل پشت نسل میگذشت بدون انکه کسی کوچکترین توجهی به میوه ی ممنوع کند.چون درخت در جنگلی پر از درختان مشابه بود پس ارزشی نداشت.
اما او قانون را وضع میکند و راهی یافت تا شکستن ان را وسوسه کند ،فقط بری اینکه تنبیه خلق شود. با الاخره روزی ادم و حوا هم از کمال جهان کسل میشدند و دیر یا زود صبر خدا را امتحان میکردند.




روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد…
خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ …
هر چه دشنام از لب خواهم برچید
هر چه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند
ابر را پاره خواهم کرد
من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق ،سایه ها را با آب ،شاخه ها را با باد
و به هم خواهم پیوست،خواب کودک را با زمزمه زنجره ها
بادبادک ها به هوا خواهم برد
گلدان ها آب خواهم داد …
خواهم آمد ،سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند
هر کلاغی را کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت


ترم اول(ترم جو گیری):
الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده - تنم مور مور میشه..راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!
ترم 2(ترم عاشق شدگی):
آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم...امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم.

به گزارش خبرنگار مهر، اصغر فرهادی با دریافت این جایزه برای نخستین بار در تاریخ توانست اسکار بهترین فیلم سال را به ایران بیاورد.
وی این جایزه رابه مردم خوب سرزمنیمان اهدا کرد و با نفی و انکار سیاست، از اهمیت احترام به فرهنگ و تمدن کشورمان سخن گفت.
این در حالی است که فرهادی پیش از این جایزه بهترین فیلم سزار و گلدن گلاب را نیز ربوده بود.
به گزارش پارسینه، فیلم جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی لحظاتی قبل در هشتاد و چهارمین مراسم اسکار برنده جایزه اسکار در رشته فیلم های خارجی شد.
اصغر فرهادی درسخنان کوتاهی گفت: سرزمین من فرهنگ کهن و غنی دارد که زیر غبار سنگین سیاست مخفی شده است. جایزه ام را به مردمم تقدیم می کنم. مردمی که مخالف خشونت هستند و با تمدن ها و فرهنگ های دیگر سر سازگاری دارند.
“جدایی نادر از سیمین” فیلم بلند سینمایی محصول ۱۳۸۹ ایران است. که کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی آن را اصغر فرهادی بر عهده داشتهاست.
«جدایی نادر از سیمین» که در سطح بینالمللی بیشتر با نام «یک جدایی» (A Separation) شناخته میشود، پنجمین اثر سینمایی اصغر فرهادی است و هماکنون با فروش نزدیک به ۱۰ میلیون دلار، در صدر پرفروشترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران قرار دارد. از بازیگران اصلی آن میتوان پیمان معادی، لیلا حاتمی، شهاب حسینی و مریلا زارعی را نام برد.
این فیلم مجموعاً بیش از ۵۰ جایزه جهانی را از آن خود کردهاست که از آن جمله، چندین جایزه از بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر و نیز جوایز معتبر بینالمللی همچون جایزه گلدن گلوب و خرس طلایی از جشنواره فیلم برلین قابل ذکر است.
عوامل “جدایی نادر از سیمین” در فرش قرمز اسکار
جدایی نادر از سیمین از طرف هیئت انتخاب فیلم ایران، برای شرکت در رشتهٔ بهترین فیلم خارجیزبان برای ۸۴اُمین دورهٔ جایزه اسکار معرفی شد.و در ۲۴ ژانویه ۲۰۱۲ برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران این فیلم توانست در دو بخش اصلی فیلمنامه تألیفی (غیراقتباسی) و فیلم خارجی برای اسکار نامزد شود. نخستین نامزد ایران برای دریافت این جایزه فیلم سینمایی بچههای آسمان به کارگردانی مجید مجیدی بود که در سال ۱۹۹۹ برای دریافت جایزه اسکار فیلم خارجی نامزد شده بود


نمره اعصاب شما چند است؟
بیماری و درمان – مغز و اعصاب
این یک آزمون استاندارد روانشناسی است. شما باید خودتان را در هر یک از ده موقعیت زیر تصور کنید و گزینه مناسب خودتان را پیدا کنید و علامت بزنید…
بعد از آن، باید نمره مناسب خودتان را در پرانتز انتهای هر گزینه بخوانید و مجموع نمراتتان را حساب کنید
تا بفهمید که آیا شما از آن آدمهایی هستید که زیر فشارهای زندگی، به هم میریزند و تسلیم میشوند یا اینکه با صبر و اعتماد به نفس، در برابر مشکلات زندگی مقاومت میکنید و میایستید.




رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟ پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم..
%%%%%%%%%%%%%%
مامانم سفره پهن کرده بود ,بهش گفتم میخوای شام بیاری؟
گفت: پـَــــــــ نَ پَـــــــــ میخوام گلای سفره رو اب بدم
یارو از ناحیه قلوه سمت چپ حذف شده بعد از ناحیه کتف تو کادره !!!! آخه دختر صلواتی حالا یارو اون گوشه بود چیکار به تو داشت آخه ؟ یعنی کلا با یارو حال نمی کنی فقط با این قسمت که بغلت کرد حال کردی ؟؟ نه که چی آخه ؟؟
این عکس موردی نداره هاااااا فقط من موندم چه بلایی سر خشتک این بنده خدا اومده
:O
ناگفته نمونه ما میدونیم این دم اون سگه هستش !
ولی یه لحظه واسه ما شبهه ایجاد شد
تاحالا به این فکر نکرده بودم که عکس مدلینگم می شه رو ماشین ظرفشوئیم گرفت !!!!!!!!!!!!!!!! من قبلا واسه یه عکس معمولی مدلامو میشوندم بالای یخچال .. !!!