عشق
دختر جوانی چندروز قبل ار عروسی اش آبله سختی گرفت وبستر شد نامزدوی به عیادتش رفت ودر میان صحبتهایش از ردر چشم نالید ،بیماری زن شدت گرفت وآبله تمام صورتش را پوشاندمرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید موعد عروسی فرا رسید زن نگران صورت خود بود که او را ازشکل انداخته بود وشوهرش هم کور شده بود مردم میگفتند عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش کور باشد20سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت مرد عصایش را کنار گذاشت وچشمانش را گشود همه تعجب کردند مرد گفت "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم"
.
.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 13:38 توسط علی محمد خانی
|
سلام دوستان به پاتوق خوش امدید این وبلاگ باهدف اتحاد و هم دلی واشتراک اطلاعات بین و باقی موندن این دوره تا همیشه برای بچه های مکانیک 88 دانشگاه تفرش طراحی شده است بچه های گل نویسنده توجه کنند