حسابی
یکی از دانشجویان پروفسور حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است
که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می
خواهم در روستایمان معلم شوم .
پروفسور جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم
شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان
تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند...
که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می
خواهم در روستایمان معلم شوم .
پروفسور جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم
شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان
تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند...
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 21:46 توسط علی محمد خانی
|
سلام دوستان به پاتوق خوش امدید این وبلاگ باهدف اتحاد و هم دلی واشتراک اطلاعات بین و باقی موندن این دوره تا همیشه برای بچه های مکانیک 88 دانشگاه تفرش طراحی شده است بچه های گل نویسنده توجه کنند